تبلیغات
قاصدک - همه چیز شاعرانه بود...
قاصدک

من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می نویسم! از هرگونه کپی خوداری فرمایید..با سپاس فراوان

تمام مسیر را در خانه باغ قدم زدم ....ذهنم سوت می کشید و دستانم عرق کرده بود ..تمام فکرم به نقطه پر رنگ روی بوم بود...خیره خیره نگاهش می کردم ..انگار سالها بود که میشناختمش .کمی چشمان خمار الود خود را باز کردم و دیدم ان تمام سهم من از زندگیست... قلم را گرفتم و شروع کردم به تکمیل کردن  ان تصویر انقدر با رنگ ها کار کردم تا  انچه دلم میخواست شود.بوم را برداشتم ارام ارام بدون اینکه کسی بیدار شود به سمت اتاق رفتم ...چراغ مطالعه را روشن کردم و اهنگی که سال ها بود از او چیزی نمی فهمیدم را گذاشتم ...همه چیز شاعرانه بود...من ...تو...اهنگ ...و سکوتی که دلش میخواست سکوت نباشد...
نوشته شده در شنبه 13 آبان 1391 ساعت 11:07 ب.ظ توسط نرجس نظرات |